تبليغاتX
لینکستان ادبیات و موسیقی - رباعي....
يكي از دوستان به من لطف داشتن و ازم خواستن که چند رباعی

از سروده هام رو در این پست بگذارم...

*********

آن مه که به حسن روی خود می نازد

بر عاشق بینوا چه خوش می تازد

گو تکیه مکن به این و آن کاندر گور

مورت به حساب کار می پردازد

..........................

در بازی دهر بی کمالان بردند

تاریکدلان و بد سگالان بردند

سودایی معرفت به سودی نرسید

انگور رسیده را شغالان بردند

 ........................

می خندی و میزنی دو صد بانگ سرور

من نیز ز شادی تو هستم مسرور

ما در تب وصل هم در آتش واندور

موران به امید هر دومان اندر گور

.........................

عشقست که می کند ز اندامم پوست

یار است که هرچه می رود بر من از اوست

جور است که می کنی دمادم با من

خون است که می چکد ز دستت ای دوست

............................................................................................

+ روایت شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 2:4 قبل از ظهر به دست س.گ |